ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1693

سفرنامه شاردن ( فارسى )

را آماده جنگ مىكرد . چه پادشاه هند هم افزون‌طلب و پرخاشگر و ستيزه‌جو بود و هم از لحاظ وضع داخلى و خارجى هيچ گونه نگرانى و دلواپسى نداشت . از اين رو چنين مىنمود كه اورنگ زيب امپراتور هند به منظور انتقامجويى از دربار ايران به منظور اهانتى كه نسبت به تربيت خان فرستاده‌اش روا داشته بودند به ايران لشكر خواهد كشيد . ضمن شرح حال شاه عباس دوم جريان ورود تربيت خان فرستادهء اورنگ زيب پادشاه هند را به دربار ايران به تفصيل آورده‌ام . خلاصه اين كه سفير هند در سال 1664 ميلادى با هشت هزار تن از همراهانش وارد ايران شد . هداياى گرانبها و گوناگون را كه با خود براى تقديم به شاه ايران آورده بود همان جا برشمرده‌ام . شاه عباس فقيد تنها به منظور توهين به پادشاه هند سفيرش را مدت زيادى در اصفهان نگهداشت . شرح كلى هدايايى را كه شاه وسيلهء تربيت خان براى اورنگ زيب فرستاده بود آورده‌ام . شاه عباس قريب پانزده روز پيش از رسيدن سفير به وطنش درگذشت . اورنگ زيب هنوز از مرگ ناگهانى شاه عباس دوم آگاه نشده بود ، اما از بىاحترامى و توهينى كه دربار ايران نسبت به سفيرش روا داشته بود باخبر بود . از اين رو سخت ناراحت و خشمگين شد ، و وقتى تربيت خان به دربار هند بازگشت به شدت مورد سرزنش و مؤاخذه قرار گرفت . شاه به وى غرّيد و به خشم فرياد زد بهتر آن بود هزار بار بميرى و متحمل اين همه توهين نشوى . سپس به نشان غضب صد و بيست اسب گرانبهايى را كه شاه ايران براى وى فرستاده بود به ميدان عمومى دهلى برد و جملگى را پى كرد . همچنين در نظرگاه عامه پارچه‌هاى زربفت و ابريشمين گران قيمت و فيروزه‌ها و ديگر جواهر اهدايى شاه را به آتش سوزاند . همه راههاى بازرگانى با ايران را بست ، و به مأموران بندرها دستور داد مانع حركت كردن كشتيهاى تجارى به ايران بشوند . مجموع اين اعمال حاد نشان اين بود كه پادشاه هند با همسايه‌اش ايران سر پيكار دارد ؛ و انعكاس اين خبر در اصفهان مايهء تشويش و نگرانى مردم شد ، و عامه بر اين باور بودند كه جنگ بين ايران و هند اجتناب ناپذير است . اما در نظر بسيارى از روشنفكران شروع شدن جنگ محتمل نمىنمود . كسى كه جنگ را حتمى الوقوع مىشمرد ، و نظريه خود را در اين مورد به شدت قاطع مىشمرد جمشيد خان -